پسرم ارشیاپسرم ارشیا، تا این لحظه: 20 سال و 1 ماه و 10 روز سن داره
دخترم هانیادخترم هانیا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 1 روز سن داره

یادداشتهای مامان

یازده سااال گذشت داداشم....

1398/9/12 11:53
نویسنده : فریما
268 بازدید
اشتراک گذاری
یازده سال از غروب رضای عزیز گذشت، دست تقدیر او را از باغ زندگی جدا کرد و جز مشتی خاک بر ما باقی نگذاشت. یازده سال از پرواز معصومانه‌اش گذشت،این یازده سال را با یاد و بی حضورش، چه تلخ و مبهوت به پایان بردیم و در فراقش چه خون‌ها که از دل چکید و چه اشک‌ها که بر رخ دوید، هنوز به یادش اشک می‌ریزیم تا شاید آرام گیریم و با حضور یاران رفتنش را باور کنیم....😭😭😭


یازده سال است که دلتنگی های غروب را با بودن در کنار مزارش، سپری می کنیم

و در نهایت ناباوری، باورمان شده که او دیگر نیست، دیگر نمی آید

و دیگر نباید منتظرش باشیم، دیگر آن شمع فروزان را نمی بینیم

ولی طنین صدای دلنشینش همچنان در گوش ما

و مهربانیش در قلب ما و زیبایی چهره اش در یاد ماست...




یازده سال می‌گذرد و می‌سوزیم و به هر جا می‌نگریم، خاطره‌ای از تو در خیال ما شکل می‌گیرد؛ یازده سالی است که سنگ صبور خود را از دست داده‌ایم و نگاه پاکش را دیگر نمی‌یابیم. چه سخت است فراق کسی که یاد و روحش همیشه در کنار ماست و او خود نیست





پسندها (4)

نظرات (2)

مامان آیسلمامان آیسل
12 آذر 98 18:01
روحشون شاد
مامان صدرامامان صدرا
12 آذر 98 22:57
خدا بیامرزه😯😔